پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - بودن يا نبودن؟! مسأله اين است - مفیدی فرید

بودن يا نبودن؟! مسأله اين است
مفیدی فرید

يك مركز تحقيقات مستقل امريكايى كه پژوهش‌هاى آن عموماً بر مباحث دفاعى و استراتژيكى متمركز است، حدود چهار ماه پيش پژوهش جديدى در خصوص ضرورت و چگونگى خروج نيروهاى امريكايى از عراق انجام داد كه براساس آن پيشنهاد و توصيه شد كه نيروهاى مستقر در عراق طى ٥٧ هفته يا ٤٠٠ روز، از اين كشور عقب نشينى و خارج شوند.
مركز » طرح‌هاى جايگزين دفاعى ايالات متحده« PDA)Project) on Defence Alternative

جدولى را براى اين برنامه ارائه كرد كه بدين شرح است:

تاریخ تعداد نیروها
پس از ٦ ماه ٩٥ هزار سرباز
پس از ٩ ماه ٧٠ هزار سرباز
پس از ١٢ ماه ٤٠ هزار سرباز
پس از ١٤ ماه ٢ هزار سرباز

اين پژوهش همچنين پيشنهاد كرد، حدود ٢٥ هزار سرباز از نيروهاى واكنش سريع ايالات متحده در كشورهاى هم پيمان امريكا، از بين كشورهاى همسايه عراق با در اختيار داشتن امكانات و تجهيزات كافى و گسترده باقى بمانند تا در مواقع لزوم وارد عمل شوند.
گزارش مؤسسه »طرح‌هاى جايگزين دفاعى« امريكا، حاكى از آن بود كه نيروهاى امريكايى پس از توافق با رهبران سنى عراق و نيز كشورهاى محورى همسايه عراق، همچون ايران و سوريه، بايد طى ٤٠٠ روز عقب‌نشينى خود را به انجام برسانند تا اين اقدام به زعم پيشنهاد دهندگان گزارش، بتواند به كاهش خشونت‌ها و درگيرى‌هاى فعلى منتهى شود.
اين طرح بر آن است كه ايالات متحده بايد منابع انسانى و توان خود در عراق را بر آموزش نيرهاى عراقى متمركز كرده و اين امر مهم را در كنار هدف كاهش سطح خشونت‌ها تعقيب كند و به همين ميزان نيز سطح آموزشى را افزايش دهد بهاى استراتژيك اين هدف، از نظر ارائه دهندگان طرح كه بايد نيروهاى امريكايى در مدت زمان مشخص شده براى عقب‌نشينى از عراق بپردازند، اجازه خود مختارى به عرب‌هاى سنى عراق از مناطق خودشان است كه اين مسئله به اقدامات ديپلماتيك نياز دارد. البته مشروط به اينكه دولت تحت حمايت امريكا در عراق، از تلاش براى ريشه‌كن كردن باقى مانده حزب بعث كه موجب خشم و سركشى بسيارى از سنى‌ها شده، دريغ نورزد.
اين طرح در ادامه عفو و بخشش شورشيان عراقى و بعثى‌هاى سابق را سنگ بناى موفقيت در اين تصور جديد معرفى مى‌كند و در همين حال با استناد به نظر خواهى‌هاى انجام شده در داخل عراق، دليل حمايت‌هاى مردمى از عوامل ناآرامى‌هاى داخل و برخوردها با نيروهاى امريكايى را تا ٧٥ درصد، مخالفت با حضور نيروهاى خارجى در اين كشور معرفى كرد.
در اين طرح به نقل از »مقتدى صدر« استناد شده بود: »دليل اتفاقات و رويدادهاى جارى در عراق، استمرار اشغال اين كشور توسط نيروهاى امريكايى است«. همين گفته مقتدى صدر، در واقع توافق مشترك او با ارائه دهندگان طرح است كه طرح خروج نيروهاى امريكايى، از نگاه هر دو مى‌تواند به بازگشت ثبات عراق منجر شود.
مخالفت با حضور نيروهاى امريكايى در عراق، تنها به معارضين عراقى منحصر نمى‌شود، بلكه مطابق نظر سنجى شكبه خبرى ABC كه چندى پيش انجام شد، حدود ٥٣ درصد از شهروندان امريكايى معتقدند كه ادامه حضور نيروهاى امريكايى در عراق بدون ثمر و بى فايده است.
عليرغم اين مخالفت‌ها يك سند سرى انگليسى كه به امضاى وزير دفاع بريتانيا رسيد، گوياى آن است كه برنامه عقب نشينى نيروهاى امريكايى و انگليسى از خاك عراق، شامل بيش از يك صد هزار سرباز در پايان سال ٢٠٠٦ خواهد بود. سخنگوى وزارت دفاع امريكا نيز اظهاراتى ناظر بر اين اراده داشت كه مى‌گفت: كاهش چشمگير نيروهاى امريكايى در عراق، به فراهم شدن شرايط اصلى مرتبط است و با زمان‌هاى مقرر ارتباط چندانى ندارد. اين مقام بريتانيايى تصريح داشت كه استراتژى نيرهاى خارجى مستقر در عراق، منحصر به زمان‌هاى تعيين شده نيست و تنها به فراهم شدن زمينه‌ها و شرايط اساسى آن مربوط است.
بااين حال گزارش مؤسسه »طرح‌هاى جايگزين دفاعى امريكا« ضرورت اعلام جدول زمانى كاهش تعداد نيروهاى مستقر در عراق را در كنار اقدامات ديپلماتيك پنهان نكرده و پى‌ريزى برخى اقدام‌ها در خصوص جا انداختن تصور عمومى از عقب‌نشينى نيروها در بين مردم عراق را توصيه مى‌كند كه برخى از اين اقدامات به شرح زير است:
- تمركز بر آموزش نيروهاى عراقى با طرح مذكور معتقد است كه ٤٠ روز، زمانى كافى براى تكميل مراحل آموزش، از جمله آموزش‌هاى عملى و اجراى مانورهاى نظامى، براى بسيارى از گردان‌ها و يگان‌هاى نظامى جديد است.
اين طرح حضور فعال حداقل ٢٤ هزار مربى آموزش نظامى را براى عملى ساختن اين آموزش‌ها پيشنهاد كرده و بر آن است كه به اين تعداد مربى، امكان بازآموزى و آماده سازى ١٠٠ هزار سرباز عراقى وجود داشته و در همين زمان مى‌توان ٨٠ هزار سرباز اضافى را آموزش داد.
- اجازه بازگشت به كار بخشى از اعضاى سابق ارتش به منظور اعتماد سازى در عرب‌هاى سنى كه مى‌تواند به كاهش مقاومت‌هاى مردمى و درگيرى‌ها كمك كند. علاوه بر اينكه به تحقق برخى موازنه‌هاى قومى و طائفه‌اى در ميان يگان‌هاى ارتش عراق كه هم اكنون در دست شيعيان و اكراد است، منتهى گردد.
- پيش بينى استراتژى‌هاى دفاعى از سوى نيروهاى امريكايى، در جهت توقف عمليات هجوم و حمله‌هاى مكرر نيروهاى مقاومت عراقى.
- پايان محدوديت‌هاى اعمال شده در خصوص حقوق اساسى اعضاى سابق حزب بعث كه البته اين امر در خصوص آن عده از بعثى‌ها كه مرتكب اقدام‌هاى خلاف مقررات و جنايت‌هاى جنگى شده‌اند، استثنا است.
- تشكيل مجمع ملى عراق، با حضور نمايندگان متساوى از استان‌هاى مختلف عراق همانند مدل فعلى ايالات متحده كه براساس آن، اعضاى مجمع بايد از ميان ساكنان مناطقى انتخاب شوند كه مى‌خواهند نمايندگى آن مناطق را داشته باشند. اين امر موجب خواهد شد كه پارلمان عراق بازتاب دهنده حقايق جغرافيايى عراق بوده و در همين حال از اهميت وابستگى‌هاى طائفه‌اى و دينى بكاهد.
- باقى ماندن تعداد كمى از نيروهاى امريكايى در عراق به ميزان ١٠ هزار نفر شامل افراد نظامى و غير نظامى، به منطور اجراى برنامه‌هاى آموزشى كه تعداد نظامى‌ها از ٢ هزار نفر تجاوز نخواهد كرد و حضور اين تعداد نيز در قالب پروژه بازسازى ثبات عراق، در مدت زمانى ٣ سال خواهد بود.
به هر حال موارد ياد شده بخشى از اقدامات ديپلماتيك براى اجراى برنامه‌هاى امريكايى در عراق است كه وجه غالب آن عقب نشينى و خروج نيروهاى نظامى امريكا از خاك عراق است ؛ اما برخى اين اشكال و سؤال را مطرح ساخته‌اند كه آيا صرف خروج نيروهاى نظامى از عراق، براى حل معضل حاكم بر اين كشور كافى است ؟
اين سؤال در واقع همسويى پيش گفته در خصوص مواضع مقتدى صدر و ارائه‌كنندگان طرح مزبور را به نقد مى‌طلبد كه هر دو در اينكه معضل عراق بدون خروج نيروهاى نظامى قابل حل نيست، اشتراك نظر داشته، اما طرح مؤسسه امريكايى »طرح‌هاى جايگزين دفاعى« از آنجا كه عدم وفادارى به استانداردهاى تحقيقى را مخاطره‌آميز مى‌بيند، در بخشى از گزارش اين موضوع را بررسى و نظر خود را اعلام مى‌كند.
واقعيت اين است كه آنچه بروز برخى اقدام‌هاى ناظر بر تمايل خروج نيروهاى امريكايى از عراق و يا اعلام ضرورت‌هاى مبتنى بر اين اقدام را در پى داشته، اين بود كه پرداخت بهاى مالى و خسارت‌هاى انسانى اين نيروها در خاك عراق به صورت سرسام آورى افزايش يافته و غير قابل تحمل شده است ؛ به ويژه آنكه نقطه اميدى در پايان يافتن خشونت‌ها و درگيرى‌ها وجود ندارد.
مطابق اعلاميه‌ها و اظهارات وزارت دفاع امريكا تعداد كشته شدگان امريكايى در عراق تا تاريخ ١٨ ژوئيه ٢٠٠٥ م، به ١٧٦٤ نفر رسيده است و خسارت‌هاى مالى آن نيز تا حدود ٢٠ ميليون دلار برآورد مى‌شود.
يك گزارش جديد در رسانه‌هاى امريكايى نيز حاكى از آن است كه سنى‌ها و شوراهاى جلوگيرى از اين درگيريها بر نيروهاى نظامى امريكا ثابت شده است و با وجود آنكه اهداف و اولويت‌هاى امريكا در عراق، پيش از اين بازسازى عراق دموكراتيك و با امنيت و ثبات اعلام شده بود، اما هم اكنون نقش امريكا به رويارويى با عوامل درگيريها منحصر شده و تمامى اهداف و اولويت‌هاى آن را تحت‌الشعاع قرار داده است.
طرح موسسه امريكايى »طرح‌هاى جايگزين دفاعى« معتقد است كه تلاش‌هاى اعضا كنگره امريكا، در جهت اعلام درخواست عقب نشينى نيروهاى امريكايى از عراق، برآمده از يك فهم واقعى از اوضاع داخلى عراق نيست و از منظر آنان تحقق چنين هدفى، در گرو چند پيش زمينه است. اين پيش زمينه‌ها شامل سه پيشنهاد زير است:
١. ضرورت افزايش تمركز بر آموزش نيروهاى عراقى.
٢. دعوت از نيروهاى هم پيمان براى جايگزينى نيروهاى آنان به جاى نيروهاى امريكايى.
٣. حمايت از نقش كشورهاى همسايه عراق در جهت ايجاد ثبات محيطى .
اين طرح با تأكيد بر ضرورت‌هايى كه بر مى‌شمارد، خواستار آن است كه سازمان ملل، مجموعه كشورهاى همسايه عراق راگرد هم آورد و با هدف ايجاد هماهنگى ميان كشورهايى كه نيروهاى خود را در عراق مستقر كرده و كشورهاى همسايه عراق، تثبيت مرزهاى عراق و جلوگيرى از شدت درگيرى‌ها و خشونت‌ها به اين كشورها را تضمين كند.
اين طرح همچنين در راستاى ايجاد هماهنگى‌هاى ياد شده به دولتمردان ايالات متحده توصيه مى‌كند كه ضرورتاً سطح تيرگى‌ها در روابط با سوريه و ايران (همسايگان عراق) را كاهش داده و توجه داشته باشند كه اين موضوع در جهت تأمين منافع ايالات متحده، در روند استقرار ثبات در عراق ارزيابى مى‌شود و مى‌تواند به ايفاى نقش مثبت توسط اين دولتها كمك كند.
صرف نظر از توصيه‌هاى مؤسسه طرح‌هاى جايگزين دفاعى ايالات متحده، انتشار نتايج يك نظر سنجى محرمانه در عراق كه به سفارش ارتش انگليس در ماه اوت گذشته انجام شد، نشان داده است كه ٤٥ درصد از عراق‌ها، حمله به نيروهاى خارجى را موجه مى‌دانسته. اين در حالى است كه ٦٥ درصد از ساكنان استان ميسان عراق كه تحت كنترل انگليس است، از حمله‌هاى انتحارى عليه سربازان انگليسى پشيتبانى كرده‌اند.
در اين نظر سنجى، كمتر از يك درصد پرسش شوندگان عراقى گفته‌اند كه حضور سربازان خارجى وضع امنيتى عراق را بهبود بخشيده است، در حالى كه ٦٧ درصد گفته‌اند كه به دليل استقرار سربازان خارجى در كشورشان، احساس ناامنى بيشترى دارند.
در اين نظر سنجى كه نتايج آن به تازگى در هفته‌نامه »ساندى تلگراف« منتشر شد، ٨٢ درصد عراقى‌ها با حضور سربازان خارجى در كشورشان مخالفت كرده‌اند.
به گفته »اندرو روباتان« وزير دفاع دولت سايه »حزب محافظه‌كار« انگليس، در حال حاضر به نظر مى‌رسد كه نيروهاى ائتلاف، به جاى آنكه راه حل باشند، خود به بخشى از مشكل تبديل شده‌اند.
روزنامه »ايندپيندنت« هم نوشته است كه تاكنون تلاش مى‌شد كه پيكارجويى‌ها به استان‌هاى سنى نشين عراق محدود شود، ولى اين نظر سنجى نشان داد كه مخالفت با حضور سربازان خارجى در عراق فراگير است. چنان كه »گاردين« ديگر روزنامه چپگراى لندن نيز به اين مسئله توجه داده و نوشته است كه با افزايش تنش‌هاى داخلى در عراق، پيش بينى مى‌شود. حتى با افزايش تعداد تلفات امريكايى‌ها در عراق از مرز دو هزار نفر، ابعاد شورش‌ها از گذشته متنوع‌تر و گسترده‌تر شود.
يك مقام بلند پايه سابق نظامى انگليس در تحليلى اين‌گونه اظهار نظر كرده است: با توجه به اينكه ما به اين موضوع كه عراق به وضع پر هرج و مرج و پيچيده كنونى برسد، كمك كرده‌ايم، اگر عراقى‌ها براى با ثبات كردن وضعيت امنيتى خود، به ما احتياج داشته باشند، رها كردن عراق كار آسانى نخواهد بود... .
اين اظهار نظر اگر چه به ظاهر دو پهلو است؛ ليكن در واقع نشان‌گر تشكيك و ترديد درونى نيروهاى خارجى از »بودن يا نبودن« خود در داخل عراق است.
روشن است كه مسئله آنها اكنون اين است كه بالاخره به مرحله‌اى رسيده‌اند كه حداقل ضرورت بازنگرى در حضور در عراق را دريافته و على‌رغم اهداف كوتاه و بلند مدت‌خود در اين كشور تا اندازه زيادى در اين زمينه داده شده است و همچون گذشته نمى‌توانند به اميدوارى‌هاى سابق دل ببنند.
شايد بتوان اظهار نظر چند روز گذشته »زلماى خليل زاد« سفير امريكا در بغداد كه در همين راستا ارزيابى كرد كه برگزارى همه پرسى تصويب قانون اساسى جديد در عراق را يك تحول مثبت سياسى خواند و گفت: »در حالى كه اوضاع سياسى عراق در حال تغيير است، قدرت و توانايى نيروهاى امنيتى عراق نيز به رشد خود ادامه مى‌دهد و اين مسئله مى‌تواند زمينه‌اى را فراهم سازد كه امريكا خود را با كاهش نيروهاى نظامى‌اش در عراق تطبيق دهد.
خليل‌زاد افزود: مأموريت نيروهاى امريكايى در عراق هنوز پايان نيافته و هرگاه عراق بتواند روى پاى خود بايستد، زمان براى حضور نيروهاى امريكايى در اين كشور به پايان مى‌رسد.
در همين حال اظهارات دبير كل اتحاديه عرب را نيز نبايد از نظر دور داشت كه در گفت و گو با يك روزنامه رسمى و دولتى مصر تأكيد كرد: اين اتحاديه مسئله خروج نيروهاى خارجى از عراق، به عنوان يك موضوع محورى مى‌نگرد و مردم عراق حق دارند، خواهان خروج نيروهاى خارجى و پايان اشغالگرى در اين كشور باشند.
»عمرو موسى« در اظهارات چند روز گذشته خود تصريح كرد: اتحاديه عرب در تلاش است تا عراقى رو به پيشرفت داشته باشيم و يكى از مهم‌ترين شرطهاى تشكيل چنين كشورى، پايان بخشيدن به اشغالگرى‌ها در عراق است با سخن گفتن در خصوص آينده عراق بدون تحقق اين امر امكان‌پذير نيست.
مجموعه تحولات و مواضع ابراز شده از سوى طرف‌هاى مختلف بريتانيايى و امريكايى و شخصيت‌هاى محورى عرب و مقامات عراقى، نشانگر يك وضعيت متمايل به يكدست شدن اراده‌هاى معطوف به خروج نيروهاى اشغالگر از عراق است. با اين ويژگى كه مجموعه اين تمايلات با ميزان قابل توجهى از احتياطها و ترديدها همراه است و به نظر مى‌رسد، در عين اينكه وضعيت دو قطبى سابق در اتخاذ مواضع پيرامون اين مسئله شكسته شده و شرايط به نوعى در جهت هماهنگى مواضع در راستاى خروج از عراق سوق يافته، اما چالش‌هاى اين مسئله در بين دو طيف دموكرات و جمهورى خواه در نوسان و شدت و ضعف است و افرادى چون »رايس« وزير خارجه دولت بوش، آن چنان كه در برابر كميته روابط خارجى سنا تصريح داشته، تأكيد دارند كه تصميم بر خروج سربازان خارجى از عراق، به نتايج اقدامات بستگى دارد؛ نه به زمان! آنچه مشخص است، برنامه زمان‌بندى خروج نيروها كه در قالب طرح مؤسسه امريكايى طرح‌هاى جايگزين دفاعى ايالات متحده ارائه شده، زمانى را تا برگزارى همه پرسى پارلمان عراق در نظر گرفته و اين زمان در اين موعد منقضى خواهد شد؛ اما نكته اينجاست كه نتايج اقداماتى كه مقامات امريكايى در انتظار آن هستند تا شرايط را براى خروج نيروهاى ارزيابى كنند، بسيار مبهم و تنها در گرو تغيير مسيرى است كه تاكنون در داخل عراق و منطقه در پيش گرفته شده است.
استقرار امنيت در عراق امرى محيطى از منظر خالص داخلى اين كشور تلقى نمى‌شود و پيوندهاى متعددى در ارتباط با محيط خارجى اين كشور وجود دارد كه اشتراك سرنوشت منطقه را در كانون اهميت سياست‌هاى آينده نظام جهانى و رويكردهاى منطقه‌اى قرار مى‌دهد و مخاطرات امنيت در منطقه علاوه بر آنكه متوجه ملت‌هاى و كشورهاى اين منطقه باشد، متوجه همان قدرت‌هايى است كه از اتفاقات اين منطقه بيشترين بهره بردارى‌ها را داشته و استراتژى خود را بر اين مبنا پى نهاده‌اند.